محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
488
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
زده لواى استيلا برافراشت و تا اقصى بلاد لرستان ، به تحت تصرف در آورده متابعان و مخالفان را هيچيك « 1 » در مقام و مرتبهء خود نگذاشت . نظم ز الطاف شاه ثريا محل * سرش بر گذشت از محل زحل لواى تسلط چنان برفراشت * كه بىسر شد آنكو سر فتنه داشت ز آثار عدل شه جم كلاه * كلاه عدالت رسيدش به ماه ز عدل آن ولايت چنان ضبط كرد * كه آهو بره شير از شير خورد ز هر سو به درگاه او آمدند * به درگاه او كرده رو ، آمدند بلى هر كه منظور خسرو شود * مه سلطنت بر رخش نو شود بود خسرو آن را نظر كيميا * به خاك ارفتد خاك گردد طلا و بعد از چند گاه كه شاهوردى « 2 » را در امر حكومت كمال استقلال دست داده مرتبهاش در آن ولايت غايت عروج گرفت و گل مرادات و غنچهء امنياتش « 3 » به نسيم فراغت و كامرانى شكفت ، طاير نخوت و غرور در غرفهء كاخ شعورش بيضهء فساد نهاد و بارتكاب امور ناملايم و اشتغال به كارهاى نامناسب ، دست تطاول گشاد تا بحدّى كه الوس و احشامات قوم بيات كه در نواحى ولايت او اقامت دارند اكثر اوقات مزاحم احوال ايشان شده آن جماعت « 4 » از سلوك ناهنجار و بىراهى لران ناهموار متضرّر مىگشتند . و هر نوبت كه لران بد سيرت به قصد آن قوم ذى حميت هجوم آوردند ، اهالى الوس بنابر ضبط مال و حفظ ناموس ، بمدافعهء آن گروه منحوس پرداخته ، به قدر مقدور كوشش مينمودند و طايفهء لر ، از دليرى و تهور قوم بيات حسابى نمىگرفتند و با وجود اين معنى ، در مقابل ايشان پاى قرار و ثبات قايم نميكردند
--> ( 1 ) - م : هيچيك را . ( 2 ) - م : شاهوردى خان . ( 3 ) - م : متمنياتش . ( 4 ) - م : جماعت را .